تبليغاتX
همه برای ریاضی ریاضی برای همه و ریاضی
در مورد ریاضی
وبلاگ من به آدرس زیر منتقل شد

وبلاگ جدید من

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 15:20  توسط محسن  | 

Happy Father's Day - June 19, 2005

Father's Daycelebrates the 2004 Summer Olympics in Athens

 

Earth Day                                                               

 

Earth Day - April 22, 2005

 

Athens 2004

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 14:34  توسط محسن  | 

پذیرفته شدگان رشته های ریاضی - شیمی - زیست شناسی - کامپیوتر - فیزیک و نجوم که اسامی آنان به شرح زیر اعلام می شود می توانند جهت ثبت نام در دوره آموزش تابستانی این المپیادها روز جمعه 3/4/84 با در دست داشتن اصل و فتوکپی شناسنامه - گواهی اشتغال به تحصیل سال جاری حاوی مشخصات کامل - خلاصه وضعیت سابقه تحصیلی ممهور به مهر مدرسه محل تحصیل و شش قطعه عکس به باشگاه دانش پژوهان جوان  واقع در :« تهران - بزگراه شهید همت - تقاطع بلوار سردار جنگل - کوچه فرزانه غربی» مراجعه نمایند . این دوره روز شنبه 4/4/84 رسما آغاز خواهد شد.

ضمنا پذیرفته شدگان المپیاد ادبی مرحله دوم باید روز 10/4/84 با همراه داشتن مدارک یاد شده به باشگاه دانش پژوهان جوان مراجعه نمایند و دوره آموزشی این المپیاد از روز 11/4/84 آغاز و به مدت سه هفته ادامه خواهد یافت.

                                                              
                                                   

                                                                                                    روابط عمومی باشگاه دانش پژوهان جوان
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1384ساعت 16:48  توسط محسن  | 

بدو بدو بدو
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 21:29  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 21:17  توسط محسن  | 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 16:57  توسط محسن  | 

تا۲۰روز دیگر وبلاگم پر از مقاله میشود

+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1384ساعت 20:38  توسط محسن  | 

ببخشيد كه اين‌قدر دير شده. راستش من كه شخصاً يادم رفته بود؛ اما يه چيزي پيش اومد كه ياد اينجا افتادم: فرض كن بتوني دنباله‌اي نامتناهي بسازي كه هر دو تا عضوش نسبت به هم اولن. در اين‌صورت، دقيقاً ثابت كردي كه بينهايت عدد اول وجود دارن؛ چون هركدومشون شمارندۀ اولي داره كه هيچ‌كدوم از اوناي ديگه رو نمي‌شمره. نكتۀ خيلي بديهي‌اي بود؛ نه؟

دو تا از اين‌جور دنباله‌ها اينان:

1. دنبالۀ عدداي فرما: .

2. دنبالۀ عدداي فيبوناتچي:
مي‌توني مثال ديگه‌اي بزني؟

در ضمن، يه‌سري حكم عجيب و غريب ديگه هم هستن كه نمي‌دونم مي‌توني ثابتشون كني يا نه؛ مثلاً، يه قضيه‌اي هست به اسم قضيۀ ديريشله كه مي‌گه «تو هر تصاعد عددي كه جمله اول و قدر نسبتش نسبت به هم اول باشن، بينهايت عدد اول وجود داره.»
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 21:58  توسط محسن  | 

شاید تا کنون شده باشد که در مواقعی که بیکار هستید یا اینکه انتظار خبر مهمی را می کشید برای سرگرم کردن خودتان کاغذی را که در اطرافتان هست بردارید و شروع به تا کردن آن کنید و بعد از چند بار متوجه شوید که دیگر نمی شود کاغذ را تا کرد. در این صورت یا از تا کردن کاغذ منصرف می شوید یا آن را باز می کنید و دوباره شروع به تا کردنش می کنید... البته ممکن است قبل از اینکه به آن زمان برسید خبر مهم به شما داده شود  و کاغذ را به جای اولش برگردانید !!!

این مسئله را همه ما تجربه کرده ایم اما شاید هیچ کدام از ما به طور جدی روی آن فکر نکرده باشیم.

اگر ورق را هر بار طوری تا کنید که اندازه آن نصف شود بیش از 7 یا 8 بار نمی توانید آن را تا کنید. مهم نیست ورق اولیه شما چقدر بزرگ باشد. شاید تا به حال این قضیه را شنیده باشید و سعی کرده باشید که آن را امتحان کنید و متوجه شده باشید که تا کردن کاغذ بیش از7 یا 8 بار بسیار سخت است.  آیا می توان گفت که این اعداد یک محدودیت مستدل و عمومی برای تا کردن کاغذ هستند؟

فرض کنید شما کاغذی را انتخاب کرده اید که دارای پهنای w و ضخامت t است . اگر شما شروع به تا کردن ورق از یک سمت بکنید وقتی به جایی برسید که دیگر نتوانید کاغذ را تا کنید یک نوار باریک خواهید داشت.
با هر تا کردنی ضخامت کاغذ دو برابر می شود و پهنای آن نصف خواهد شد. یعنی بعد از N بار تا کردن ضخامت  خواهد بود و البته مشخص است که پهنا  می شود و نسبت ضخامت به پهنا برابر  می شود.
اگر با کاغذی به پهنای 11cm و ضخامت 0.002cm این کار را انجام دهید بعد از 7 بار تا کردن نسبتt/w برابر 1/6 می شود. این بدان معنیست که اندازه ضخامت از پهنا بیشتر می شود و در نتیجه دیگر قادر به تا کردن کاغذ نخواهید بود. اگر این کاغذ را 50 بار بزرگتر کنید شاید بتوانید آن را تا 10 بار هم تا کنید.

اگر به صورت متناوب کاغذ را از عرض و طول تا کنید ممکن است تعداد دفعات بیشتری بتوانید به تا کردن کاغذ ادامه دهید. در این صورت هر بارضخامت دو برابر می شود در صورتی که پهنا هر دو دفعه یک بار نصف می شود.

چندین سال پیش هنگامی که بریتنی گالیوان در دبیرستان درس می خواند با این مسئله رو به رو شد که چگونه کاغذی زا 12 بار تا کند . او باید برای گرفتن نمره از یکی از کلاسهایش این مسئله را حل می کرد. بعد از آزمایش راه های مختلف او موفق شد که ورقه نازکی از طلا را 12 بار تا کند. اما مسئله طرح شده در باره کاغذ بود و نه طلا.

گالیوان بر روی معادله تعداد دفعاتی که می توان یک کاغذ با اندازه معین را تا کرد کار کرد.

که در آن L کمترین درازای کاغذ، t میزان ضخامت کاغذ و n تعداد دفعاتی است که می توان کاغذ را تا کرد. واحد t و L باید یکسان باشد.

براي يک طول و ضخامت معين عبارت  بيانگر آن است که صفحه بعد از n بار تاکردن چند برابر کوچک شده است. با n=0 شروع می کنیم و به همین ترتیب به رشته ای از اعداد به این صورت می رسیم:

0, 1, 4, 14, 50, 186, 714, 2794, 11050, 43946, 175274, 700074, 2798250, . . .

این به این معنی است که در تای دوازدهم 2798250 برابر مقدار کاغذی که در تای اول از دست می رود از دست خواهد رفت.

گالیوان در کتابی با نام Historical Society of Pomona Valley چگونگی به دست آوردن این معادله و تلاشش برای حل مشکل را توضیح داده است. بالاخره در June 2002 گالیوان یک کاغذ بزرگ را 12 بار تا کرد.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 21:41  توسط محسن  | 

لئوناردو فيبوناچي ايتاليايي حدود سال 1200 ميلادي مساله اي طرح كرد : فرض كنيد كه يك جفت خرگوش نر و ماده در پايان هر ماه يك جفت خرگوش نر و ماده جديد بدنيا بياورند ... اگر هيچ خرگوشي از بين نرود , در پايان يك سال چند جفت خرگوش وجود دارد؟؟؟

فيبوناچي تصميم گرفت براي محاسبه تعداد انها Fn  را تعداد جفتها در شروع ماه N ام فرض كند.
پس F1 =1 و F2 =2 خواهد بود ... چون در شروع ماه اول فقط يك جفت اصلي وجود دارد...اما با شروع ماه دوم جفت اول جفت دوم را درست ميكند.
سپس او متوجه شد كه با شروع ماه N ام جفتها به دو گروه تقسيم ميشوند: Fn-1 تعداد جفتهاي قديمي و تعداد جفتهاي جديد پس از N-1 ماه است .چون جفت جديد پس از يك ماه توليد ميشود و بعد از يك ماه ديگر اولين جفت خود را توليد ميكند ... تعداد جفتهاي جديد برابر تعداد جفتهاي دو ماه قبل است كه با Fn-1 نشان داده ميشود .
پس :

Fn= Fn-1 + Fn-2

با استفاده از اين فورمول و مقادير اوليه  F1 =1 و F2 =2 ميتوان تعداد جفتها را پس از يك سال بدست اورد و نوشت F12=233 .
سري اعداد Fn را دنباله فيبوناچي مينامند. با يك توافق عمومي مقادير اوليه از 1 و 1 بجاي 1و 2 شروع ميشود (بطوري كه جمله هاي دنباله بصورت زير نوشته ميشوند)


... ,1,1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144,233

حالا اگر در اين دنباله هر عدد را به عدد قبليش تقسيم كنيم يك همچين سري را خواهيم داشت:

1/1 = 1,   2/1 = 2,   3/2 = 1·5,   5/3 = 1·666...   8/5 = 1·6,   13/8 = 1·625,   21/13 = 1·61538  و ...

كه هرچه جلو بريم بنظر مي ايد كه به يك عدد مخصوص ميرسيم . براي بهتر ديدن موضوع به نمودار زير توجه كنيد:

ما اين عدد را عدد طلايي ميناميم كه اين عدد تقريبا برابر است با :      ... 1.618033  

به عبارتي ديگر حد اين دنباله به عدد طلايي ميرسد:

 سري فيبوناچي در طبيعت:

حالا ميام و به اين دنباله به صورت ديگري نگاه ميكنيم : اگر ما دو مربع به ضلع يك در كنار هم بگزاريم و در بالا اندو يك مربع با ضلع 2 بگزاريم و همين طوري تا اخر ...  ما شكلي خواهيم داشت مثل شكل پايين :

اين مستطيل به مستطيل فيبوناچي معروف است.حالا اگر نقاطي از اين شكل را به هم وصل كنيم به شكل زير ميرسيم :

كه شبيه اين شكل را ميتوان در طبيعت و در شكل زير ديد:

از ديگر مثالهاي اين دنباله در طبيعت ميتوان به دانه هاي گل افتابگردن يا به تعداد گلبرگ بعضي گلها اشاره كرد.

عدد طلايي

قبلا در مورد چگونگي بدست اوردن عدد طلايي از طريق دنباله فيبوناچي صحبت شد.حالا در مورد راههاي ديگر بدست اوردن اين عدد صحبت ميكنيم ... 

در زمانهاي قديم هنرمندان يوناني به خوبي رياضي دانان مستطيل زيبايي مي شناختند كه از نظر هنري عرض 1 و طول X داشت در اين مستطيل هر وقت مربعي به ضلع 1 را از ان جدا كنند باز همان مستطيل با همان نسبتهاي مستطيل اصلي باقي ميماند .
چون مستطيل جديد عرض 1-X و طول 1 دارد و چون نسبت ضعلهاي دو مستطيل با هم برابر است :

حالا اگر در معادله ي بالا براي X حل كنيم ريشه ي مثبت معادله همان عدد طلايي است:

در دنياي رياضي اين عدد را با نشانه يوناني   (خوانده ميشود في ) نمايش ميدهند

استفاده هاي اين عدد:

هرم " ريم پاپيروس " در اهرام ثلاثه يكي از قديمي ترين مثالها از استفاده از اين عدد در ساخت بناهاست ...
اگر عرض يكي از شالهاي اين هرم را بر فاصله نوك هرم تا نقطه وسط كف هرم تقسيم كنيم جواب 1.6 خواهد بود ...


باستان شناسان مطمئن نيستند كه ايا اين كار از قصد انجام شده يا اتفاقي بوده است !
مطلب جالب ديگر اين است كه اگر قطر اين هرم را به دوبرابر ارتفاع ان تقسيم كنيم جواب عدد پي (3.14) خواهد بود .  

مثال ديگر در بناي پارتنون در يونان وجود دارد .براي ساخت اين بنا كه در 440 BC ساخته شده است از مستطيل طلايي استفاده شده است:

در شكل زير نقشه اين بنا را ميتوانيد ببينيد ... امتحان كنيد ببينيد وقتي طول هر كدام از مستطيلهاي در شكل را به عرض ان تقسيم ميكنيد عدد طلايي بدست مي ايد؟؟؟

چگونگي كشيدن يك مستطيل طلايي:

براي كشيدن يك مستطيل طلايي ابتدا بك مربع با ضلع دلخواه كشيده سپس طبق شكل زير وسط ضلع پايين اين مربع را پيدا كنيد.بعد از اين با يك پرگار يك قوس با شعاعي به اندازه وسط مربع تا گوشه سمت راست بكشيد تا طول مستطيل معلوم شود.

از استفاده هاي ديگر اين عدد :
-
هر گاه شما طول صورت فردي را به عرض ان تقسيم كنيد هر چقدر اين عدد به عدد طلايي نزديكتر باشد ان فرد باهوشتر است.(اين ثابت نشده است. )

- طول هرسه بند انگشت يكي از انگشتان خود را به دلخواه اندازه بگيريد. اندازه بند بالايي را به وسطي تقسيم كنيد. عددي در حدود 1.6 خواهد بود نه ؟!حال همان عمل بالا (تعيين نسبت) را در مورد بند وسط به بند كوچك انجام دهيد. جواب ؟

- از طريق اين عدد متوان مقدار پي را تا دو رقم اعشار دقيق بدست اورد :

 

 
 
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 21:35  توسط محسن  | 

الا ای دوست من دارسانی                        که هستی شاعری اندر جـــــــــــــوانی

دمادم شروور تو می سرایی                      همش هم چرت و پرت و حرف واهی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 15:42  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1384ساعت 12:55  توسط محسن  | 

آن كلاغي كه پريد
از فراز سرما
و فرو رفت در انديشه آشفته ي ابري ولگرد
و صدايش همچون نيزه كوتاهي پهناي افق را پيمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر

همه مي دانند
همه مي دانند
كه من و تو از آن روزنه سرد و عبوس
باغ را ديديم
و از آن شاخه ي بازيگر دور از دست
سيب را چيديم

همه مي ترسند
همه مي ترسند، اما من و تو
به چراغ و آب و آينه پيوستيم
و نترسيديم

سخن از پيوند سست دو نام
و هم آعوشي در اوراق كهنه ي يك دفتر نيست
سخن از گيسوي خوشبخت من است
با شقايقهاي سوخته ي بوسه ي تو
و صميميت تن ها مان، در طراري
و درخشيدن عرياني مان
مثل فلس ماهي ها در آب
سخن از زندگدگي نقره اي آوازي ست
كه سحرگاهان فواره كوچك ميخواند

ما در آن جنگل سبز سيال
شبي از خرگوشان وحشي
و در آن درياي مضطرب خونسرد
از صدفهاي پر از مرواريد
و در آن كوه غريب فاتح
از عقالان جوان پرسيديم
كه چه بايد كرد

همه مي دانند
همه مي دانند
ما به خواب سرد و ساكت سيمرغان، ره يافته ايم
ما حقيقت را در باغچه پيدا كرديم
در نگاه شرم آگين گلي گمنام
و بقا را در يك لحظ ي نا محدود
كه دو خورشيد به هم خيره شدند

سخن از پچ پچ ترساني در ظلمت نيست
سخن از روز است و پنجرههاي باز
و هواي تازه
و اجاقي كه در آن اشيا بيهوده مي سوزند
و زميني كه ز كشي ديگر بارور است
و تولد و تكامل و غرور
سخن از دستان عاشق ما است
كه پلي از پيغلم عطر و نور و نسيم
بر فراز شبها ساخته اند
به چمنزار بيا
به چمنزار بزرگ
و صدايم كن، از پشت نفسهاي گل ابريشم
همچنان آهو كه جفتش را

پرده ها از بغضي پنهاني سرشارند
و كبوترهاي معصوم
از بلنديهاي برج سپيد خود
به زمين مي نگرند

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1384ساعت 18:14  توسط محسن  | 

اشك رازيست .... لبخند رازيست.... عشق رازيست....

اشك آن شب لبخند عشقم بود.

قصه نيستم كه بگويي.. نغمه نيستم كه بخواني.. صدا نيستم كه بشنوي.. يا چيزي چنان كه بداني....           من درد مشتركم  مرا فرياد كن.

درخت با جنگل سخن ميگويد ، علف با صحرا، ستاره با كهكشان و من با تو سخن ميگويم

در خلوت روشن با تو گريسته ام براي خاطر زندگان،و در گورستان تاريك با تو خوانده ام

زيباترين سرود ها را؛ زيرا كه مردگان اين سال  عاشق ترين زندگان بوده اند.

 

من با تو تنها نبودم،هيچكس با هيچكس تنها نيست،    شب از ستاره ها تنها تر است...

از جنگلهاي سوخته و از خرمنهاي باران خورده سخن ميگويم.. من از دهكدة تقدير خويش سخن ميكويم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1384ساعت 14:16  توسط محسن  | 

بر ماسه ها نوشتم:  درياي هستي من    از عشق توست سرشار     اين را به ياد بسپار

بر ماسه ها نوشتي: اي همزبان ديرين    اين آرزوي پاكيست     اما به باد بسپار

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1384ساعت 14:12  توسط محسن  | 

به طوفان غمت پیمانه ی عشقم شکسته است

ز می بر خاک از روی مهت نقشی ببسته است

ز نقش روی پاک و نازنینت بر دل خاک

دل هر آدمی از بند این دنیا گسسته است

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1384ساعت 14:2  توسط محسن  | 

 به وبلاگم خوش آمدید

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1384ساعت 14:35  توسط محسن 

 





Powered by WebGozar

set as your home page